آهای معین قصه ؟! کجایی آخه؟!..آخرین چیزی که ازت میخوام خدا جون یه مرگ آرومه
مــعـــیــــن مراقــب عـــشــقم بــاش... چـــه جـــوری گـــریـــه میـــکـــردم...کـــه از تو دســـت ور دارم.... نــشـــد گـــریــه کنـــم پــیــشــت....نخـــواســـتم بـــد شــه رفــتارم... نــمی خواســـتم بفــهمی تـــو.....که مـــن طاقـــت نمـــیارم..... دلــم واســه خــودم میــسـوخت...بــرای قـــلـــب درگـــیرم..... یـــه روز تــو خــنده هات گفتی ..تو مــی مونی و مــن مــــیرم...... سرم رو گرم میکردم....که از یادم بـــره ایــن غـــم...... ولــی بازم شــبا تا صبح...تورو تو خـــواب میدیدم.... نمیدونســتی اینارو......چرا بایـــد میــفهمیدی... من و دیدی ولی یکبار ازم چیزی نپرســیـــدی.......... هرگز نمی بخشمت سلام گلم، میدونم خوب هستی الانم پیش دوست جدید نشستی توی ارامش کامل یا مستی بگو چطوری دل به غریبه ها بستی شکستی دلم رو دو دستی رفتی از کنارم با چه قصدی بگو چی هستی یه آدمی یا ......... نه حیف آدم تو خیلی پستی هستیم رو دادی به باد تو با دروغهای زیاد دل ساده چی میگی، منتظر باش تا که بیاد اون من و تو و معرفت رو کرده فراموش دل ساده من، برو تیره بپوش اما با تو، ای آقای مهربون چه جوری بهت بگم، که این رسمش نبود تو خبرداشتی که من عاشقتم الان باید بگم دوست دختر سابقتم؟ عاقبتم رفت و تنهام گذاشت بگو فاطیما توی عاشقی چی کم گذاشت من که هر روز داشتم میکردم تو رو نوازش شکستی دله بی گناه، این بوده جوابش؟ که دلم اسیر درد بی دوا بشه تو این شبها، اینطوری رها بشه؟ تنهابشه و تو هم برو با اون خوش باش ولی مهم نیست، فاطیما مرده دنیاش ندیدی که خستمو....به پای تو نشستمو ...خدا ازون بگیر خدا جواب شکستنو...بگو برام تو چی بودی....چی بودی جز درد و غم..من فراموش می کنم اما سوزوندی روح و تن.... ساده بگم از بی وفاییت خسته شدم تو خوب و شادی با اون من شکسته شدم دل بسته شده به تو، اون یار جدیدت به چه قیمتی بگو تو روخریده تو هی میگفتی تا ابد هستی یارم تو رفتی تا ابد بدون من بیدارم دلی دارم، نه من دلی رو داشتم یادت میاد که چه روزای خوبی رو داشتم؟ اما چرا کشتی خوشی رو تو این دل ساده م من که اون از رو خواسته ام به تو دادم خدا گوش کن خسته ام تو برس به دادم سکوت تو شب شکست، با داد و فریادم میگفت دوستم داره خودم قسمش دادم خودم یادم میاد که می گفت عاشقه فاطیمام ولی اون اومده دیگه منو یادش نمیاد دل ساده چی میگی منتظر باش تا که بیاد الهی یه روز بیاد که بشکنی تنها بشی...تنهایی تو روزای بد..آواره ی غم ها بشی..تو اصلا نفهمیدی که عشق من بازی نبود..جواب خوبی های من ..به خدا بدی نبود... بدون یادم نمیره که منو بازی دادی عشقم رو، به یه چیزمادی دادی فکرنکن دوستت دارم، حتی فراموش شدی خیلی وقته با کلمه نفرت هم آغوش شدی یه سوال ازت دارم، بگو بدی من چی بود؟ بین لیست دوستات نفر بعدی من کی بود؟ کی بود که تا صبح واست گریه میکرد؟ تو بدترین روزای زندگی ولت نکرد تف به روت، لعنتی گربه صفت نامردی هم اندازه داره، نه تا این حد که جلوی یه غریبه تو به من بخندی تو روزایی که دورم ، بهش دل ببندی حالا باورم شده که تو خراب شده بودی توی زندگیم، مثل یه سراب شده بودی برو پی کارت، پیش اون یار جدیدت فاطیما فراموشت کرد، انگار که ندیدت.................. خب اینم از آخر زندگیه فاطیما: بعد ازاون قضیه دوباره معینم برگشت پیشم ...حتی تو عیدم با هم بودیم.....اما دوباره..... خیلی خرم.....باید میفهمیدم که اون دلش یجای دیگست......اشکال نداره....مهم نیست با کیه و چکار میکنه مهم اینه که خوش باشه...همین برام کافیه.....همه مسخرم میکنن...همه......تویی که داری میخونی هم بهم میخندی.....ولی مهم نیست....بعد آخرین رفتنش دیگه اصراری برای اینکه بمونه نکردم...خب نمیخواد ...عشق زوری که نیست...با یادش زندگی میکنم..... چون دوسش دارم... خیلی آرومم......دیگه پای هیچ پسریو تو زندگیم باز نکردم....خیلی خوبه...میخوام همینجوری بمونم....ازت ممنونم معین...بهم زندگی کردن رو یاد دادی....بهم زندگی بخشیدی.....نیستی ولی یادت که هست...آدم اونی رو که بیشتر دوست داره زود تر از دست میده...خدا جون نا شکری نمیکنم دیگه...دیگه شب ها گریه نمی کنم تا خوابم بره...با مشکل مامان بابام دارم کنار میام....معین؟ ببین چقدر قوی شدم.....دیگه زود از پا در نمیام...کاری به کار دعواهای مامان اینا ندارم...آخه همیشه بهم میگفتی بی خیال باش .....دیگه بی خیالم..... ببین منو؟؟ کجایی تو معین قصه؟؟هر جا هستی خدا پشت و پناهت عشق قصه هام.... دیگه میشینم درس بخونم.....میخوام ازینجا برم....یه جا که دست هیچکی بهم نرسه....میدونم ...مطمئنم که میشه.... من الان آروومه آرومم............حس میکنم که هنوز پیشمی...با این حس زندگی میکنم...چون دیگه هیچکیو نمیخوام.......میدونم که ناراحت میشی اگه زیاد اینجا راجبت بگم...پس نمیگم......معین قصه؟!...امیدوارم با عشق زندگیت ...با خانومیت اینم داستان عشق زندگیه من.........تموم شد.... دیگه کمتر میام......فقط میام مینویسمو میرم.......میخوام فقط درس بخونم و بس....... ..........تا بعد..... دیگه نمیدونم باید چکار کنم......غصه بخورم.....اشک بریزم....آه بکشم....به عکساش خیره بشم....حرفاشو بخونم.....نمیدونم.... دارم قید همه چیزو میزنم.....همه چی....بهم میگن دیوونه....هه..آره دیوونم.... این فقط بهم آرامش میده ...==>دوس دارم بمیرم ولی تمام اجزای بدنم بشه برای اونایی احتیاج دارن.....قلبم...چیزی که باهاش دارم الکی نفس میکشم. و اما معین.......بعد اینکه جواب اس و زنگامو نداد......بعد اینکه جواب هیچکدوم از آفامو نداد.....تصمیم گرفتم دیگه اذیتش نکنم.....بزارم زندگیشو بکنه...بزارم با عشق زندگیش زندگی کنه ..نه منی که براش مزاحم بودم.... خیلی وقته که دیگه آی دیمو آن نکردم........اینجوری دیگه نفسم اذیت نمیشه.....دیگم آن نمیکنم....میدونم نیست..میدونم ندارمش....اینجام دیگه کم میام......میریزم تو خودم..... معین قصه های فاطیما الان کجاست ؟ میدونم بعد من دیگه آرومه...دیگه معین من حرس نمیخوره....بعد من همیشه میخنده...الهی فداش بشم.... میرم مدرسه ..میام خونه..همین.....کارم همینه.....دیگه هیچکی برام مهم نیست..تا چند وقت دیگم مامان بابام دارن از هم جدا میشن......خدایا..مرسی که انقدر دوسم داری..... هه اینجام میام تا درد و دل کنم......برای خودم.....تا خالی شم.....دستام میلرزه.......میترسم...میترسم ازینکه دووم نیارم...نمیخوام آب شم...نمیخوام بسوزم........خدایا راحتم کن........ خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند چه کنم که زاده ی امروزم؟ خدایا جهنمت فرداست.. پس چرا امروز میسوزم ؟ ؟؟ ...... خداحافظ می خواهم عمرم را رفیق راهی و از نیمه راه می گویی میان این همه آدم، میان این همه اسم به اعتبار چه آیینه ای، عزیز دلم دلم به نیم نگاهی خوش است، اما تو هنوز حوصلهء عشق در رگم جاری است حالا من یه گوشه تنهام با یه عکس یادگاری یا تا لیلی و مجنون شویم افسانه اش با من بیا با من به شهر عشق رو کن خانهاش با من نگو دیوانه کو زنجیر گیسو را زهم وا کن دل دیوانه ی دیوانه ی دیوانه اش با من بیا تا سر به روی شانه ی هم راز دل گوییم اگر مویت به رویت شد پریشان شانه اش با من نگو دیگر به من اندر دل اتش نمیسوزد تو گرمم کن به افسونت گرمی افسانه اش با من چه بشکن بشکنی دارد فلک بر حال سرمستان چو پیمان بشکنی بشکستن پیمانه اش با من در این دنیای وا نفسای بی فردا خدایا عاشقان را غم مده شکرانهاش با من لعنت به من... خدایا دیگه بستمه ه ه ه ه . . . .آخه چرا ؟ ؟ تو هستي تو رويام تو هستي تو قلبم ولی رفتی و نديدی حال خرابم توی اين دنيا ... توی اين عالم .... زندگي بي تو برام معنا نداره همه اون عشق و محبت حس اين دل پاك من گله دارم از تو خدايا چرا شد عشق از ما جدا شب و روز از دوريش بسوزم.......... همه اون عشق و محبت حس اين دل پاك من گله دارم از تو خدايا چرا شد عشق از ما جدا . . تن من ديگه نایی نداره با زندگی كاری نداره ميبينم من که انگار توی قلبت نيست احساس نميخوای كه برگردی پيشم..... ...... تقدیم به عشق زندگیم معین . 0000000000000000000000000000000 . . . . . . میدونی ولنتاین یعنی چی ؟ یعنی اینکه یادمون باشه یه عاشق واقعی باید فقط به یه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه . . . valentine v victor of love a adoring u l love u e every thing 4u n need u t thinking of u i i miss u n nothing but u هر دو چشمان تو دنیای من است ، گر نمیبینم تو را ، یادت نگهدار من است . . .
یادم نمیره بوی عطری که واست خریدم اون روز برفی زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند. ------------------------------------------------------------ بو.س.س.س.س.س. ۲۵/۱۱/۱۳۸۹.........اولین ولنتاین با نفس.....


چه تصور ابلهانه ای،باورم نمیشد که روزی با دست تو بشکنم
میگفتی توی این دنیا هر چیز محالی ممکن است...باورم نمیشد
اما دیگر برایم باور شد
که بهترین آدمها میتوانند بدترین شوند
و تو که روزی بهترین بودی...ناگهان بدترین شدی...
چه چیز را میخواهی به رخم بکشی؟
سادگیم را ؟
اما بدان...سادگیم را ساده نگیر
باورت کردم...به خیال خامم که تو هم باورم کردی...
با تو دنیایی نقره ای ساختم
با تو نفس کشیدم...
به تو امید بستم...
چه راحت شکستی و رفتی...
چه بی خیال آتش زدی...این دل بی درمان را...
چه دیر شناختمت،افسوس میخورم که چرا اینقدر بدبخت وساده بودم...
تو زلالیم را ندیدی، به بازیم گرفتی حداقل برای بار آخر منو به بدترین شکل بازی دادی.....
مرا،احساسم را به بازی گرفتی...
من بازیچه نیستم...عروسک هم نیستم،تو به من دروغ گفتی...
دروغی بزرگ که منو دوست داشتی ...

![]()

![]()
؟نگام کن؟؟؟داغون نیستم ....فقط لاغر شدم.....
...زندگیه خوبی داشته باشی...برای من که یه غریبم دعا کن...![]()
![]()
![]()
..همه چیم.....تو این دنیا که برای کسی مفید نبودم...لا اقل بزارم بعد مرگم یه فایده ای داشته باشم.....رفتم کارت اهدا عضو گرفتم....یعنی تا چند ماه دیگه میاد...خوشحالم ..خیلی.....بحث مرگ و مردن بود تو خونه...مامان بابام گفتن تو حتی اگه کارتم داشته باشی اختیارت دست خودت نیست ......ولی دم( یعنی ما مان بابا )باید رضایت بدن........گفتم ..بابا بدن خودم.....به شما چه....گفتن نه.....ولی قسمشون دادم که رضایت بدن.....اونام فقط میخندیدن..گفتن باشه .....بسته...برو....منم رفتم.........حالا فقط منتظر اینم که خدا دست به کار شه....![]()
نه آهی ..نه نفرینی....خدا به همراهش.....براش همیشه دعا میکنم....![]()
با کیه ؟ پیش کیه ؟دستای کی تو دستاشه
؟آخه چرا ....
ایشالا همیشه بخنده...آخه من عاشق خنده هاشم.....دارم کم کم اسممو از تو زندگی خط میزنم.......اون فاطیمایی که همرو با حرفاش و کاراش میخندوند ..الان دپرسه.....دیگه کاری به کار کسی نداره....سرش تو لاک خودشه..
.حوصله ی هیچکیو نداره......![]()
![]()
سکوت می نوازد
و درخت شاهد باران عشقم
با ترانه باد می خواند
دستم گم کرده راهش را
بی جهت در جیبم می خزد
پاهایم سنگین اند
بار غمی به دوش دارم
با هر گامم
زیر پاهایم صدای خش خش رنج پاییز را میشنوم
و اشک هایم را پشت سر می گذارم
در بدنم جریان دارد حضورش
اما با چشمم چیزی جز فاصله نیست
با خودم می گویم
به کجا می روم
آن چه اینجا می جویم چیست؟
در فکر هستم
من و او اینجا و ناگهان
با هق هقم دیگر نواختنی نیست
هوا سرد است تنها میگریم
به یاد شبی که با او خندیدم
آه من در کنار او و حضورش
عاشقانه زیر باران رقصیدم
و عطر نابش را بوییدم
خندیدم...
از غم چشمهایش رنجیدم...
همه را پوستم گواه می دهد...
عاشقانه،بی ترس،بی لرز
زیر بوسه های آسمان
دست هایم را گرفت
محو گرمای وجودش بودم که
در دلم عشقی جاویدان را نوشت
جلوی این نیمکت
به درخت شاهد چشم می دوزم
تنهایم اما امروز...
تکرار میکنم بودنش را
و از نبودنش این جا تنها می سوزم
باد سردی می وزد
دست هایم گم می شوند در جیبم
تنها به تنهایش و تنهاییم می اندیشم
چشم های خیسم را می بندم
![]()
با دست های مهربان تو اندازه بگیرم
برگرد!
باور کن
تقصیر من نبود
من فقط می خواستم
یک دل سیر برای تنهایی هایت گریه کنم
نمی دانستم گریه را دوست نداری
حالا هم هروقت بیایی
عزیز لحظه های تنهایی منی
اگر بیایی
من دلتنگی هایم را بهانه می کنم
تو هم دوری کسانی که دور نیستند
در راهند
رفته اند برای تاریکی هایت
یک اسمان خورشید بیاورند
یادت باشد
من اینجا
کنار همین رویاهای زودگذر
به انتظار امدن تو
خط های سفید جاده را می شمارم 
وداع با من بی تکیه گاه می گویی
همیشه نام مرا اشتباه می گویی
به هرکه می رسی از اشک و آه می گویی
به این ملامت سنگین، نگاه می گویی؟
نمرده ام که غمت را به چاه می گویی
رفتی بی وفا و گفتی که منو دوسم نداری
حالا باز دوباره بارون می خوره رو تن شیشه
اخه چی کم شده از تو که می ری واسه همیشه
عزیزم دنیا کوچیکه تو بگو اخه کجایی
یاد تو می افتم هر وقت
هی می گم جای تو خالی
هی میگم جای تو خالی
تو شبای پر ستاره
دل من هواتو داره
یاد من می مونه نیستی
بودنت خواب و خیاله
روی بام خاطراتت من کبوتر شدم اما
با یه سنگ نفرت تو پریدم از بوم دنیا
حالا بعد رفتن تو من یه گوشه ای نشستم
هی می گم کجایی اخر اخه من دل به کی بستم
دیگه خسته ام از این عشق خیالی
هی میگم جای تو خالی 



![]()

آه.ه.ه......
چرا زير سايه يك شب عشقمون از يادت رفت
چرا زير سايه يك شب عشقمون از يادت رفت
من با اشك،شب و روز واسه برگشتنت دست به دامن خدام 

.
0000000000000000000000000000000
0000000777770000000777770000000
0000077777777700077777777700000
0000777777777770777777777770000
0000777777777777777777777770000
7777770000ولنتاین مبارک00007777777
0000077777777777777777777700000
0000007777777777777777777000000
0000000077777777777777700000000
0000000000777777777770000000000
0000000000000777770000000000000
0000000000000007000000000000000
هر وقت حس کردی فاصله ها ما را از هم دور کرده اند ،
به یاد خاطره های باشکوهمان بیفت ،
باور کن فاصله ها هیچ وقت حریف خاطره ها نمی شوند

به جز اسم تو روی لبای من اون روزانبود دیگه حرفی
یادمه اون روز دستاتو آروم گذاشتی توی دستای من
گفتی بهترین روزای زندگی یعنی روزای با تو بودن
سوز برف دستاتو میلرزوند اما گرم گرم بود دل تو
اون روز هیچ کسی تو خیابون نبود به جز قلب من وتو
یادمه اون روز تو ازم پرسیدی تا کی عاشقم میمونی
منم میگفتم همیشه عاشقم خودت اینو می دونی
اون روزا زود گذشت حالا بین ما فاصله زیاده
میخوام که بدونم کیه که قلبشو به قلب تو داده
حالا من به عشقت میرم تو اون خیابونو میشینم
میخوام که بدونی بعد این یک سال هنوز عاشق ترینم
زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ.
زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز.
زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز.
زندگي تك تك اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست، زندگي راز دل مادر من. زندگي پينه ي دست پدر است، زندگي مثل زمان در گذر...
![]()

..... ولنتاین مبارک عشقم..... ![]()
.....میپرستمت معینم ...
.
| Design By : Pars Skin |



